ماه رمضان نازوب

ماه رمضان نازوب

این تبلیغات در تلوزیون غش در معامله است

این تبلیغات در تلوزیون غش در معامله است

معرفی نمونه تبلیغات در تلوزیون که در معامله شک و شبهه را بوجود می آورد. نام برند ما را به شماره فلان پیامک کنید تا در قرعه کشی فلان ماشین شرکت کنید!» رقابت برای تبلیغ یک محصول اینقدر بالا گرفته که حتی بعضی برندها بدون اینکه جنسی خریده باشید یا معامله ای انجام داده باشید، عملا شما را در یک بخت آزمایی شرکت می دهند و اگر شانس تان خوب باشد یک ماشین صفر کیلومتر برنده می شوید.

 

اینجور وقت ها خیلی ها از خودشان می پرسند آیا شرکت در چنین قرعه کشی از نگاه دین مجاز است؟ وقتی پای خرید محصول در بین نباشد و شما فقط با یک اس ام اس بتوانید در یک قرعه کشی شرکت کنید، به این معنی نیست که عملادارید در یک لاتاری بزرگ شرکت می کنید؟

 

برای اینکه جواب این سوالات را بدانیم، سراغ یک روحانی جوان رفتیم. با حجت الاسلام شیخ علی سعیدیان، مدرس حوزه و دانشگاه در رابطه با تبلیغات برندها و جوایز عجیب و غریب شان گپ زدیم.

 

این تبلیغات در تلوزیون غش در معامله است

این چند وقت اخیر متوجه هجوم برندهای مختلف محصولات مصرفی و جوایزشان شده اید؟

– بله بله، به شدت.

 

شما خودتان تا حالا توی قرعه کشی های جوایز این محصولات شرکت کردید؟

– نه ولی یک بار اتفاقی و از سر اجبار برنج […] خریدم که متاسفانه خیلی آشغال بود! میهمانآمده بود خانه مان و برنج مان هم تمام شده بود. رفتم بقالی گفتم برنج چی دارید؟ گفت از این ببر که قرعه کشی هم دارد. به این نیت نگرفتم که قرعه کشی داشته باشد ولی وقتی گرفتم خیلی مزخرف بود. خدا بگویم چه کارشان کند.

 

حالا در قرعه کشی شان شرکت کردید یا خیر؟

– نه والا.

 

با توجه به اینکه خودتان هم کیفیت این محصولات را امتحان کردید، به نظرتان این مدل تبلیغ ها مشکل شرعی دارد یا نه؟

– در اصل این مسائل غش در معامله و فریب مردم است. این برندها از نداری و فقر گروهی از مردم و آرزوهای آنها سوء استفاده می کنند. خیلی ها دوست دارند که مثلا یک ماشین لیفان شاسی بلند زیر پایشان باشد. بعضی از این شرکت ها می آیند روی اجناس نامرغوب با جوایز خاص کار می کنند و به این شکل مردم را ترغیب می کنند.

 

کسانی که در تبلیغات تلویزیون می آیند و تعریف می کنند هم کسانی هستندکه برنده شده اند، به آنها بگویی که مثلا بگویند فلان برنج از فلان دارو هم مفیدتر است می گویند، اینها دلیل نمی شود. از بُعد غش در معامله که نگاه کنیم، این رفتار حرام است. حتی از بُعد علمی هم می شود روی علل موفقیت این تبلیغات کار کرد و به نتیجه رسید.

 

یعنی می خواهید بگویید از نظر شرع این فرم تبلیغ فریب محسوب می شود؟

– قطعا! از طرق مختلف می توان نظر دین در مورد این تبلیغات را بررسی کرد؛ مثلا از منظر مسائل اقتصادی می شود با سند بررسی کرد که اینها حرام است یا حلال؛ یا از بُعد بازی کردن با عواطف و احساسات مردم. این تبلیغات اعصاب مردم را به هم می ریزد.

 

این تبلیغات در تلوزیون غش در معامله است

از این نظر که تلاش می کنند و برنده نمی شوند؟!

– بله، یکی از رفقای خود من می گفت هر قرعه کشی که می شود ما با زن و بچه و هزار امید و آرزو پای تلویزیون می نشینیم که مثلا یک لیفان ببریم، بعد که نمی شود تا سه ساعت سردرد داریم. بعد دوباره می رویم یکی دیگر می خریم که در یک قرعه کشی دیگر شرکت کنیم. این تبلیغات از نظر تخریب ذهن یک جور مردم آزاری است. با توجه به این همه مشکلی که این مدل از تبلیغ ها دارد، امیدوارم این باب هر چه زودتر جمع شود.

 

خودتان را بگذارید جای رییس یکی از این کارخانه ها حاج آقا؛ بالاخره آنها نیاز به توسعه بازار دارند و تبلیغ هم وسیله ای برای همین کار است دیگر!

 

– یک بار در تلویزیون دیدم یک بازیگر که خیلی هم معروف است و دوستش دارم، برای برنامه یکی از این محصولات آمده بود، نامش را فراموش کرد، بازیگر نقش مالک اشتر.

 

آقای ارجمند؟

– بله، داریوش ارجمند آمد و کاسه و کوزه همه اینهارا به هم زد. گفت این کارها چیست که شما درآوردید؟ اگر دلتانبرای مردم می سوزد، از قیمت محصولتان کم کنید و با قیمت ارزان تر به دست مردم برسانید، آن وقت مصرف کننده می بیند کار شما کیفیت دارد و قیمتش هم مناسب است و کاری به جایزه ندارد. واقعیت هم همینطور است. مثلا من سال هاست از یک مغازه برنج می خرم و می دانم جنسش مناسب و با کیفیت است. آن روزی هم که مجبور شدم از آن برنج تبلیغاتی و بی کیفیت بخرم آن دوستی که همیشه از آن خرید می کنم نبود.

 

شما می گویید «باید جلوی تبلیغ به هر قیمتی» را گرفت. اگر فرض کنیم حرف شما درست باشد چه کسی باید این کار را بکند؟

– مشکل اینجاست که غربالگری انجام نمی شود. این چیزها اصلا برای صدا و سیما اهمیتی ندارد. چیزی که برای همه مهم است، گرفتن مبلغ قرارداد است. مثلا در تبلیغات شان یک جنس کاملا مضر را تبلیغ می کنند، من نوعی به بقالی می روم، دختر کوچکم آن تبلیغ را دیده است و آن جنس را می خواهد؛ در حالی کهس لامتی اش را به خطر می اندازد. متاسفانه فضای تبلیغ غلط و فضای غش در معامله شدیدا در حال ایجاد است.

 

مردم گاهی این برنامه ها را که نگاه می کنند، احساس می کنند آنها را احمق فرض کرده اند، اینها علنا توهین به مردم است. آنقدر تبلیغات دروغین زیادشده است که حد ندارد. هم در صدا و سیما و هم جاهای دیگر. مثلا بعضی بانک ها که ادعا دارند کارهای خدماتی بهتری انجام می دهند اما مردم می بینند که نه اینطور نیست و کار خاصی انجام نمی دهند و مردم را بیشتر به زحمت می اندازند.

 

همه تقصیرها را نمی شود انداخت گردن تولید کننده ها و صدا و سیما. حتما چنین اشتیاقی توی جامعه وجود دارد که آنها دارند برایش تبلیغ می کنند.

 

– بله، متاسفانه جامعه دارد رو به تجاری سازی حرکت می کند و مباحث اخلاقی دیگر اهمیت ندارد. وقتی به دروغ و تزویر در بعد کلان مثل این جور قضایا دامن زده شود، مسلما در مسائل کوچکتر هم نمود دارد. شما در هر پاساژی بروید می بینید به عنوان جایزه یک ماشین گذاشته اند آن جلو. حدود شش ماه پیش من رفتم رستوران […] برای بچه ها پیتزا بخرم، دیدم یک 206 گذاشته است به عنوان جایزه هفتگی یا ماهانه. چند روز پیش هم مجددا سر زدم دیدم آن ماشین هنوز آنجاست. وقتی گفتم چرا به کسی ندادید؟ مدعی شدند که فرصت نشده قرعه کشی برگزار کنند. ببینید در بحث های ریز و کلان چقدر بازی صورت می گیرد.

 

این تبلیغات در تلوزیون غش در معامله است

به نظر می رسد خود مردم هم این قضایا را می دانند ولی چرا مجددا سراغ آن برند و محصول می روند؟

– مردم حتی اگر اعتماد به کیفیت چای فلان برند هم نداشته باشند، آن را می خرند، می دانید چرا؟ چون برایشان یک امید ایجاد شده است که می توانند یک جهش مالی در زندگی شان داشته باشند. اینها دارند از این قضیه سوءاستفاده می کنند. خود صاحبان این محصولات هم می دانند که مردم به جنس آنها اعتماد ندارند و کیفیت کارشان را قبول ندارند. هر دو طرف می دانند که دروغ است اما هر دو طرف به خاطر نیازشان این کار را انجام می دهند.

 

مردم نیاز به جهش مالی دارند و برنج فلان یا دیگر محصولاتی که جایزه گذاشته اند می گویند ما شانس این جهش ار به شما می دهیم. این نیست که شما فکر کنید مردمی که می روند چای فلان می خرند و در فلان بانک سرمایه گذاری می کنند، نمی دانند که چه اتفاقی در حال وقوع است. خیر اینها می دانند داستان چیست ولی می خواهند اگر دری به تخته بخورد یک تغییری در زندگی شان ایجاد شود و یک حرکت و اتفاقی رخ بدهد. در اصل که هر دو طرف با این دروغ کنار آمده اند. این کنار آمدن با دروغ هم متاسفانه بین مردم وجود دارد و این خیلی بد است.

 

چه اتفاقی افتاده است که جامعه ما اینطور شده؟

– فضا به سمتی رفته که خیلی ها حاضرند دروغ طرف مقابل را بپذیرند فقط به خاطر اینکه بتوانند غیرعقلایی به یک منفعتی برسند، آن هم با شانس و شاید. در دنیا هم از این داستان ها وجود دارد ولی حداقل آنجا محصولات شان کیفیت دارد! اما متاسفانه در اینجا معمولا سوءاستفاده از مشکلات اقتصادی مردم است که توسط بعضی بانک ها، بعضی صاحبان برندها و … رخ می دهد.

 

 

 


مطالب داغ چند روز گذشته