فرشتگان

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

شعر عاشقانه درباره Separation جدایی را در این بخش از سایت نازوب گردآوری کرده ایم با ما همراه باشید.

 

اشعار جدایی و رفتن

 

پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد

بهانه ساخت که شنجرف بوده پی گم کرد

 

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

اشعار جدایی و رفتن

 

تبسمی ز لب دلفریب او دیدم

که هر چه با دل من کرد آن تبسم کرد

 

اشعار جدایی و رفتن

 

چنان شدم ز غم و غصهٔ جدایی دوست

که دید دشمن اگر حال من ، ترحم کرد

 

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

اشعار جدایی و رفتن

 

ز سنگ تفرقه ایمن نشست صاف دلی

که رفت و تکیه به دیوار دیر چون خم کرد

 

اشعار جدایی و رفتن

 

نگفت یار که داد از که می‌زند وحشی

اگر چه بر در او عمرها تظلم کرد

وحشی بافقی

 

اشعار جدایی و رفتن

 

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت

بر سینه می فشارمت اما ندارمت

 

اشعار جدایی و رفتن

 

ای آسمان من که سراسر ستاره ای

تا صبح می شمارمت اما ندارمت

 

اشعار جدایی و رفتن

 

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک

بر دیده می گذارمت اما ندارمت

 

اشعار جدایی و رفتن

 

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان

در باغ دل بکارمت اما ندارمت

 

اشعار جدایی و رفتن

 

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل

بر سر نگاه دارمت اما ندارمت

‫‏سعید بیابانکی

 

اشعار جدایی و رفتن

 

چو نی نالدم استخوان از جدایی

فغان از جدایی فغان از جدایی

 

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

اشعار جدایی و رفتن

 

قفس به بود بلبلی را که نالد

شب و روز در آشیان از جدایی

 

اشعار جدایی و رفتن

 

دهد یاد از نیک بینی به گلشن

بهار از وصال و خزان از جدایی

 

اشعار جدایی و رفتن

 

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

چه سان من ننالم ز هجران که نالد

زمین از فراق، آسمان از جدایی

 

اشعار جدایی و رفتن

 

به هر شاخ این باغ مرغی سراید

به لحنی دگر داستان از جدایی

 

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

اشعار جدایی و رفتن

 

چو شمعم به جان آتش افتد به بزمی

که آید سخن در میان از جدایی

 

اشعار جدایی و رفتن

 

کشد آنچه خاشاک از برق سوزان

کشیده است هاتف همان از جدایی

هاتف اصفهانی

 

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

اشعار جدایی و رفتن

 

یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان

 وین خسته را بکام دل خویشتن رسان

 

اشعار جدایی و رفتن

 

داغ فراق تا بکیم بر جگر نهی

یک روز مرهمی بدل ریش من رسان

 

اشعار جدایی و رفتن

 

از حد گذشت ناله و افغان عندلیب

بازش بشاخ سنبل و برگ سمن رسان

 

اشعار جدایی و رفتن

 

گزیده اشعار جدایی و رفتن از شاعران بزرگ و مشهور

 

بفرست بوی پیرهن از مصر و یکنفس

آرامشی بسا کن بیت الحزن رسان

 

اشعار جدایی و رفتن

 

از مطبخ نوال حبیب حرم نشین

آخر نواله‌ئی به اویس قرن رسان

 

اشعار جدایی و رفتن

 

خورشید را بذرهٔ بی خواب و خور نمای

گل را دگر بلبل شیرین سخن رسان

 

اشعار جدایی و رفتن

 

تا چند بینوا بزمستان توان نشست

بوی بهار باز بمرغ چمن رسان

 

اشعار جدایی و رفتن

 

تا کی مرا بدرد فراق امتحان کنی

از وصل مژده‌ای بمن ممتحن رسان

 

اشعار جدایی و رفتن

 

خواجو ز داغ و درد جدائی بجان رسید

از غربتش خلاص ده و با وطن رسان

 خواجوی کرمانی

 

اشعار جدایی و رفتن

 

ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیم

لاجرم در بوتهٔ هجران تو بگداختیم

 

اشعار جدایی و رفتن

 

ما که از سوز دل و درد جدایی سوختیم

سوز دل را مرهم از مژگان دیده ساختیم

 

اشعار جدایی و رفتن

 

بسکه ما خون جگر خوردیم از دست غمت

جان ما خون گشت و دل در موج خون انداختیم

 

اشعار جدایی و رفتن

 

در سماع دردمندان حاضر آ، یارا، دمی

بشنو این سازی که ما از خون دل بنواختیم

 

اشعار جدایی و رفتن

 

عمری اندر جست‌و جویت دست و پایی می‌زدیم

عمر ما، افسوس، بگذشت و تو را نشناختیم

 

اشعار جدایی و رفتن

 

زان چنین ماندیم اندر ششدر هجرت، که ما

بر بساط راستی نزد وفا کژ باختیم

 

اشعار جدایی و رفتن

 

چون عراقی با غمت دیدیم خوش، ما همچو او

از طرب فارغ شدیم و با غمت پرداختیم

فخرالدین عراقی 

 

اشعار جدایی و رفتن

 

تا به شب ای عارف شیرین نوا

آن مایی آن مایی آن ما

 

اشعار جدایی و رفتن

 

تا به شب امروز ما را عشرتست

الصلا ای پاکبازان الصلا

 

اشعار جدایی و رفتن

 

درخرام ای جان جان هر سماع

مه لقایی مه لقایی مه لقا

 

اشعار جدایی و رفتن

 

در میان شکران گل ریز کن

مرحبا ای کان شکر مرحبا

 

اشعار جدایی و رفتن

 

عمر را نبود وفا الا تو عمر

باوفایی باوفایی باوفا

 

اشعار جدایی و رفتن

 

بس غریبی بس غریبی بس غریب

از کجایی از کجایی از کجا

 

اشعار جدایی و رفتن

 

با که می‌باشی و همراز تو کیست

با خدایی با خدایی با خدا

 

اشعار جدایی و رفتن

 

ای گزیده نقش از نقاش خود

کی جدایی کی جدایی کی جدا

مولانا 

 

اشعار جدایی و رفتن

 

عزیزان از غم و درد جدایی

به چشمانم نمانده روشنائی

 

اشعار جدایی و رفتن

 

بدرد غربت و هجرم گرفتار

نه یار و همدمی نه آشنائی

باباطاهر 

 

اشعار جدایی و رفتن

 

اول همه جام آشنایی دادی

 آخر بستم زهر جدایی دادی

 

اشعار جدایی و رفتن

 

چون کشته شدم بگفتی این کشتهٔ کیست

داد از تو که داد بی‌وفایی دادی

ابوسعید ابوالخیر 

 

اشعار جدایی و رفتن

با یار موافق آشنایی خوشتر

وز همدم بی‌وفا جدایی خوشتر

 

اشعار جدایی و رفتن

 

چون reign سلطنت زمانه بگذاشتنیست

پیوند به ملک بینوایی خوشتر

ابوسعید ابوالخیر 

 

اشعار جدایی و رفتن

 

دارم ز جدایی غزالی که مپرس

 در جان و دل اندوه و ملالی که مپرس

 

اشعار جدایی و رفتن

 

گوئی چه بود درد تو دردی که مگوی

پرسی چه بود حال تو حالی که مپرس

هاتف اصفهانی 

 

مطالب مرتبط

 

شعرهای فاز غم و تنهایی قهوه/ قهوه تلخ، شکست عشقی

جملات قصار و پاییزی عشق ناکام | اس ام اس شکست عشقی

عکس نوشته های تنهایی دلخوری غمگین شکست عشقی گلایه


laghari
بیوگرافی هنرمندان