
چرا با دیدن یک نفر قلبتان تندتر میزند، مدام به او فکر میکنید و حتی خواب و اشتهایتان تغییر میکند؟ اینها تنها بخشی از نشانههای عاشق شدن هستند، اما پشت این احساسات چه اتفاقی در مغز و بدن رخ میدهد؟ آیا عشق فقط یک احساس است یا هورمونها و عملکرد مغز نیز در شکلگیری آن نقش دارند؟
پژوهشهای روانشناسی و علوم اعصاب نشان میدهند عاشق شدن تنها یک احساس زودگذر نیست، بلکه نتیجه مجموعهای از واکنشهای پیچیده در مغز، هورمونها و سیستم عصبی است که به ایجاد کشش، دلبستگی و در نهایت تعهد منجر میشود. در ادامه بررسی میکنیم از نظر علمی انسان چگونه عاشق میشود، چه هورمونهایی در این فرآیند نقش دارند و چرا مغز هنگام عاشق شدن رفتار متفاوتی از خود نشان میدهد.
شاید عجیب به نظر برسد، اما برخی تحقیقات نشان دادهاند که مغز در همان برخوردهای اولیه میتواند درباره میزان جذابیت و علاقه به یک فرد تصمیمگیری کند. البته این به معنی شکلگیری عشق عمیق نیست، بلکه نخستین جرقههای کشش و علاقه در مدت کوتاهی ایجاد میشود.
بر اساس برخی پژوهشها، عوامل مؤثر در ایجاد اولین برداشت عبارتاند از:
به همین دلیل، اولین برخورد میتواند نقش مهمی در شکلگیری احساس علاقه داشته باشد.
روانشناسان معمولاً عشق را به سه مرحله اصلی تقسیم میکنند که هر کدام تحت تأثیر هورمونها و انتقالدهندههای عصبی متفاوتی قرار دارند.
اولین مرحله عشق، شهوت یا میل جنسی است. در این مرحله بدن تحت تأثیر هورمونهای جنسی مانند تستوسترون و استروژن قرار میگیرد.
این هورمونها باعث میشوند فرد نسبت به جنس مخالف یا شریک عاطفی بالقوه احساس کشش بیشتری داشته باشد. در واقع این مرحله بیشتر به انگیزه زیستی برای برقراری رابطه مربوط است تا عشق عمیق.
مرحله دوم همان احساسی است که بیشتر افراد آن را «عاشق شدن» مینامند؛ زمانی که مدام به فرد مقابل فکر میکنید، تمرکزتان کاهش مییابد و احساس هیجان دائمی دارید.
در این مرحله سه ماده شیمیایی نقش اصلی را ایفا میکنند:
اگر هنگام دیدن فرد مورد علاقهتان دچار تپش قلب، لرزش دست یا تعریق میشوید، مقصر اصلی آدرنالین است.
افزایش این هورمون باعث میشود:
همین واکنشها دلیل آن است که بسیاری از افراد اولین ملاقات عاشقانه را هرگز فراموش نمیکنند.
دوپامین یکی از مهمترین انتقالدهندههای عصبی در سیستم پاداش مغز است.
وقتی عاشق میشوید، سطح دوپامین افزایش پیدا میکند و در نتیجه:
به همین دلیل عاشقان معمولاً احساس میکنند دنیا زیباتر شده است.
یکی از جالبترین یافتههای علمی این است که در مراحل ابتدایی عشق، تغییرات سروتونین باعث میشود فرد تقریباً به صورت مداوم به معشوق خود فکر کند.
به همین علت بسیاری از افراد در روزهای نخست رابطه نمیتوانند ذهن خود را از فکر کردن به طرف مقابل دور کنند.
بله.
بررسیهای علوم اعصاب نشان دادهاند که مغز افراد عاشق در مراحل اولیه رابطه، فعالیت متفاوتی نسبت به حالت عادی دارد.
تمرکز شدید روی یک نفر، ایدهآل دیدن او و نادیده گرفتن بسیاری از نقصهایش، بخشی از تغییراتی است که در این دوره اتفاق میافتد.
به همین دلیل است که بسیاری از افراد در ابتدای رابطه، شریک عاطفی خود را بینقص تصور میکنند.
مغز در دوران عاشقی تمایل دارد ویژگیهای مثبت فرد مقابل را پررنگتر از واقعیت نشان دهد و نقاط ضعف او را کمتر ببیند.
روانشناسان معتقدند این نوع نگاه خوشبینانه به شکلگیری پیوند عاطفی کمک میکند و احتمال ادامه رابطه را افزایش میدهد.
البته با گذشت زمان و ورود به مرحله بعدی عشق، این تصویر ایدهآل آرامآرام واقعیتر میشود.
بعد از فروکش کردن هیجان اولیه، رابطه وارد مرحله تعلق یا دلبستگی میشود.
در این مرحله عشق از احساسات زودگذر فاصله میگیرد و جای خود را به اعتماد، امنیت و صمیمیت عمیقتر میدهد.
دو هورمون اصلی این مرحله عبارتاند از:
اکسیتوسین که به آن هورمون عشق یا هورمون آغوش نیز گفته میشود، هنگام در آغوش گرفتن، نوازش، رابطه عاطفی و همچنین زایمان ترشح میشود.
این هورمون باعث میشود:
به همین دلیل اکسیتوسین یکی از مهمترین عوامل حفظ روابط بلندمدت محسوب میشود.
وازوپرسین علاوه بر نقش شناختهشده خود در تنظیم آب بدن، در ایجاد روابط پایدار نیز مؤثر شناخته شده است.
برخی مطالعات روی حیوانات نشان دادهاند افزایش فعالیت این هورمون میتواند به شکلگیری رفتارهای وفادارانه و حفظ پیوند عاطفی کمک کند. البته دانشمندان تأکید میکنند که روابط انسانی بسیار پیچیدهتر از آن است که تنها با یک هورمون توضیح داده شود.
پژوهشهای روانشناسی نشان میدهد گفتوگوهای عمیق، خودافشایی و تماس چشمی طولانی میتوانند احساس صمیمیت بین دو نفر را افزایش دهند.
یکی از مشهورترین آزمایشها نشان داد افرادی که مدت مشخصی درباره مسائل شخصی با یکدیگر صحبت کرده و سپس چند دقیقه بدون صحبت به چشمان هم نگاه کردند، احساس نزدیکی بیشتری نسبت به قبل پیدا کردند.
البته این روش تضمینی برای عاشق شدن نیست، اما میتواند زمینه ایجاد ارتباط عاطفی عمیقتر را فراهم کند.
خیر.
اگرچه هورمونها نقش مهمی در شکلگیری احساس عشق دارند، اما عوامل زیادی نیز بر آن تأثیر میگذارند؛ از جمله:
بنابراین عشق تنها یک واکنش شیمیایی نیست، بلکه حاصل تعامل مغز، احساسات، تجربهها و روابط انسانی است.