
حمید علیدوستی یکی از مهاجمان مطرح تاریخ فوتبال ایران بود که با درخشش در باشگاه هما، حضور در تیم ملی و تجربه بازی در فوتبال آلمان به شهرت رسید.
او در کنار فعالیت حرفهای در فوتبال، به ادبیات، موسیقی و سینما علاقه داشت و بهعنوان یکی از چهرههای فرهنگی و خوشنام نسل خود شناخته میشد. علیدوستی همسر نادره حکیمالهی، هنرمند و مجسمهساز ایرانی، و پدر ترانه علیدوستی، بازیگر شناختهشده سینما بود.
حمید علیدوستی در 21 اسفند 1334 در محله 17 شهریور معروف به شهباز تهران متولد شد. علاقه به فوتبال از دوران نوجوانی در او شکل گرفت، اما تحصیل را نیز جدی دنبال کرد و در دانشگاه رشته الکترونیک و مخابرات را انتخاب کرد.
او برخلاف بسیاری از ورزشکاران همدوره خود، ارتباط نزدیکی با کتاب و دنیای هنر داشت. مطالعه ادبیات، موسیقی و سینما از همان سالهای جوانی بخشی از علایق شخصی او بود؛ علاقهای که تا پایان زندگی همراهش ماند.
علیدوستی فوتبال را از بازی در محلههای تهران آغاز کرد و در نوجوانی به تیمهای پایه باشگاه هما پیوست. استعداد او خیلی زود مورد توجه قرار گرفت و پس از حضور در تهرانجوان، در سال 1354 با پیراهن دارایی به لیگ فوتبال ایران راه یافت.
توانایی فنی، سرعت، قدرت دریبلزنی و ضربات دقیق پای چپ، از ویژگیهایی بودند که او را به مهاجمی خطرناک تبدیل کردند. با این حال، هما مهمترین باشگاه دوران بازیگری او شد و سالهای زیادی از فعالیت حرفهای خود را در این تیم گذراند.
یکی از خاطرهانگیزترین لحظات فوتبال علیدوستی به سال 1360 و دیدار حساس هما مقابل استقلال بازمیگردد. او در این مسابقه با ضربهای دقیق از پای چپ دروازه ناصر حجازی را باز کرد؛ گلی که نقش مهمی در قهرمانی هما در جام باشگاههای تهران داشت.
با وجود پیشنهادهایی که از سوی باشگاههای مطرح پایتخت برای جذب او مطرح میشد، علیدوستی ترجیح داد در هما باقی بماند. او حتی از پیگیری استقلال برای جذب خود صحبت کرده بود، اما علاقهاش به باشگاه هما باعث شد مسیر متفاوتی را انتخاب کند.
در آن دوران فوتبال بهتنهایی درآمد مطمئنی برای بازیکنان فراهم نمیکرد. علیدوستی نیز مدتی کارمند شرکت ایران تایر بود و پس از پایان ساعت کاری در تمرینات فوتبال حضور پیدا میکرد. وفاداری به هما و رفتار محترمانه با هواداران تیمهای مختلف، از ویژگیهایی بود که در خاطرات مربوط به دوران بازیگری او برجسته شده است.
تواناییهای علیدوستی در فوتبال باشگاهی باعث شد ابتدا به تیمهای ملی جوانان و امید دعوت شود. او مدتی کاپیتان تیم امید بود و در سالهای 1355 و 1356 به ترکیب تیم ملی بزرگسالان ایران راه یافت.
او در مسابقات مقدماتی جام جهانی 1978 آرژانتین مقابل کویت و عربستان بازی کرد و نخستین گل ملی خود را مقابل چین به ثمر رساند. کارنامه ملیاش شامل 27 مسابقه و 15 گل بود؛ آماری که نام او را در میان گلزنان مطرح تاریخ تیم ملی ایران قرار میدهد.
حمید علیدوستی در دو دوره جام ملتهای آسیا 1980 و 1984 حضور داشت و در مجموع این رقابتها 8 مسابقه انجام داد و 3 گل به ثمر رساند.
در جام ملتهای آسیا 1980 کویت، همراه با تیم ملی ایران به مقام سوم رسید. چهار سال بعد نیز در رقابتهای 1984 سنگاپور حضور داشت و در دیدار مقابل امارات گلزنی کرد.
در آن دوره خط حمله ایران با حضور مهاجمانی مانند ناصر محمدخانی، عبدالعلی چنگیز و حمید علیدوستی از ترکیبهای قابل توجه فوتبال آسیا به شمار میرفت.
او همچنین در بازیهای آسیایی 1982 و 1986 برای تیم ملی ایران به میدان رفت. با وجود تواناییهای فنی، شرایط خاص فوتبال کشور در آن سالها فرصت حضور در رقابتهای بزرگی مانند جام جهانی را از بسیاری از بازیکنان این نسل گرفت.
یکی از اتفاقات متفاوت در دوران حرفهای علیدوستی، حضور در فوتبال آلمان بود. او در سالهای 1365 تا 1366 به باشگاه FSV Salmrohr پیوست و در لیگ دسته دوم آلمان بازی کرد.
علیدوستی در 30 مسابقه برای این تیم به میدان رفت و 10 گل به ثمر رساند. شروع حضورش در آلمان نیز با یک تست فوتبالی همراه بود. طبق روایت خودش، با معرفی یک داور بوندسلیگا برای تست به این باشگاه رفت و عملکرد خوبش در مسابقه تدارکاتی توجه مسئولان تیم را جلب کرد.
دوری از خانواده، شرایط زندگی در غربت و مصدومیتهای ورزشی، ادامه حضور او در فوتبال اروپا را دشوار کرد. علیدوستی بعدها از آسیبدیدگی شدیدی صحبت کرده بود که به گفته خودش مدتی او را به کما برد و آسیب چشم نیز از دیگر مشکلات آن دورانش بود.
یکی از روایتهای بحثبرانگیز درباره زندگی ورزشی حمید علیدوستی به علاقه او به موسیقی و نواختن گیتار مربوط میشود. در روایتهای منتشرشده از دوران فوتبالش آمده است که این علاقه و نپذیرفتن پنهان کردن آن، در مقطعی باعث محرومیت او از حضور در تیم ملی شد.
موضوع دیگری که در روایت زندگی حرفهای او مطرح شده، محدودیت عقد قرارداد با باشگاههای داخلی پس از بازگشت از فوتبال آلمان است. علیدوستی گفته بود بازیکنانی که برای بازی به خارج از کشور میرفتند، طبق مقررات آن زمان تا 6 ماه پس از بازگشت امکان عقد قرارداد داخلی نداشتند. این محدودیت با ماجرای کنار گذاشته شدن از تیم ملی متفاوت بود.
پس از بازگشت به ایران، علیدوستی در تیمهایی مانند کشاورز و سایپا بازی کرد. او در سالهای پایانی دوران حرفهای خود با سایپا به افتخارات مهمی رسید و همراه این تیم در سالهای 1372 و 1373 عنوان قهرمانی لیگ ایران را کسب کرد.
در کنار این افتخارات، قهرمانی با هما در جام باشگاههای تهران نیز از مهمترین دستاوردهای باشگاهی او بود. علیدوستی آخرین فصل بازیگری خود را در سال 1374 با سایپا سپری کرد و پس از سالها حضور در فوتبال ایران، از دوران حرفهای خود بهعنوان بازیکن خداحافظی کرد.
حمید علیدوستی با نادره حکیمالهی، هنرمند فعال در زمینه مجسمهسازی و نقاشی، ازدواج کرد. حاصل این زندگی دو فرزند به نامهای ترانه و پویان بود. خانواده علیدوستی بهواسطه علاقه اعضای آن به هنر و موسیقی، ارتباط نزدیکی با دنیای فرهنگ داشتند.
نادره حکیمالهی از هنرمندان ایرانی در حوزه هنرهای تجسمی و مجسمهسازی است. او فعالیت هنری مستقلی دارد و در کنار زندگی خانوادگی، مسیر حرفهای خود را در دنیای هنر دنبال کرده است.
علیدوستی نیز به هنر علاقه داشت و موسیقی و ادبیات از موضوعات مورد توجه او بودند. همین فضای فرهنگی در زندگی فرزندان این خانواده نیز تأثیر گذاشت.
ترانه در 22 دی 1362 در تهران متولد شد. علاقه پدرش به موسیقی در انتخاب نام او نقش داشت و ترانه نیز از کودکی با فضای هنری آشنا بود.
او مدتی در هنرستان موسیقی تحصیل کرد، اما در ادامه به بازیگری علاقهمند شد و با حضور در فیلم «من، ترانه 15 سال دارم» به کارگردانی رسول صدرعاملی به سینمای ایران معرفی شد.
ترانه در ادامه با بازی در فیلمهایی مانند «شهر زیبا»، «چهارشنبهسوری» و «فروشنده» به یکی از بازیگران شناختهشده سینمای ایران تبدیل شد. حمید علیدوستی از مسیر هنری دخترش حمایت میکرد و به او اجازه داد علاقه و استعداد شخصی خود را دنبال کند.
با افزایش شهرت ترانه، نام حمید علیدوستی نیز برای مخاطبان سینما آشناتر شد؛ تا جایی که خود او با لحنی صمیمی به تغییر نگاه مردم اشاره کرده بود: روزگاری دخترش را با نام پدرش میشناختند، اما بعدها او را بهعنوان پدر ترانه علیدوستی میشناختند.
یکی از تلخترین اتفاقات زندگی خانوادگی حمید علیدوستی، درگذشت پسرش پویان بود. او در اسفند 1383 و در جریان مراسم چهارشنبهسوری، بر اثر حادثه ناشی از مواد محترقه جان خود را از دست داد. پویان هنگام مرگ تنها 16 سال داشت.
این اتفاق زمانی رخ داد که ترانه علیدوستی مشغول بازی در فیلم «چهارشنبهسوری» به کارگردانی اصغر فرهادی بود. همزمانی این حادثه با حضور او در پروژهای با همین عنوان، به یکی از تلخترین خاطرات زندگی این بازیگر تبدیل شد.
پویان نیز مانند پدرش به موسیقی علاقه داشت و گیتار مینواخت. از دست دادن او ضربه بزرگی برای خانواده علیدوستی بود و این فقدان از اتفاقات مهم و فراموشنشدنی زندگی شخصی حمید علیدوستی به شمار میرود.
خداحافظی از بازیگری پایان فعالیت ورزشی علیدوستی نبود. او پس از بازنشستگی، وارد عرصه مربیگری شد و با دریافت مدرک مربیگری A آسیا، تجربه خود را در اختیار تیمهای مختلف قرار داد.
سایپا، پیکان، هما و تراکتورسازی از باشگاههایی بودند که در کارنامه سرمربیگری او دیده میشوند. او همچنین هدایت تیمهای ملی نوجوانان و جوانان ایران را بر عهده گرفت و بخش مهمی از فعالیت حرفهای خود را به آموزش و پرورش بازیکنان جوان اختصاص داد.
در سالهای پایانی فعالیت ورزشی، علیدوستی بهعنوان مدیر فنی و مدیر آکادمی باشگاه چادرملو اردکان نیز فعالیت کرد. او در تیرماه 1404 به این مجموعه پیوست و همچنان در زمینه فوتبال پایه و پرورش استعدادهای جدید حضور داشت.
بخش مهمی از شخصیت حمید علیدوستی به علایق فرهنگی او مربوط میشد. او از علاقهمندان جدی ادبیات جهان بود و آثار نویسندگانی مانند فئودور داستایوفسکی، لئو تولستوی، هرمان هسه، ویکتور هوگو، فرانتس کافکا، مارسل پروست و آلبر کامو را دنبال میکرد.
در سینما نیز به آثار فیلمسازانی مانند فدریکو فلینی، لوکینو ویسکونتی و ژانلوک گدار علاقه داشت. تماشای فیلمهای اندیشهمحور و مطالعه فلسفه برای او فراتر از یک سرگرمی بود و بخشی از نگاهش به زندگی را شکل میداد.
این علاقهها در کنار رفتار آرام و منش محترمانهاش باعث شد در میان اهالی فوتبال شخصیتی متفاوت داشته باشد. در ماهنامه دنیای فوتبال نیز از او با عنوان «ابرستاره جنتلمن» یاد شده بود.
زندگی حمید علیدوستی موضوع مستندی با عنوان «سمفونی حمید» به کارگردانی جعفر صادقی قرار گرفت. این اثر به بخشهای مختلف زندگی او از دوران بازیگری و حضور در تیم ملی تا تجربه فوتبال آلمان، خانواده و علایق فرهنگیاش پرداخت.
ترانه علیدوستی و تعدادی از چهرههای فوتبال نیز در این مستند درباره شخصیت و خاطرات مربوط به او صحبت کردند.
«سمفونی حمید» در افتتاحیه جشنواره سینماحقیقت سال 1400 به نمایش درآمد و در جشنواره بینالمللی فیلم میلان عنوان بهترین مستند را کسب کرد. این اثر از اسفند 1400 تا خرداد 1401 نیز در سینماهای ایران اکران شد.
حمید علیدوستی در ماههای پایانی زندگی با سرطان پروستات و درگیری استخوانی مبارزه میکرد. با وجود تلاش برای مقابله با بیماری، شرایط جسمانی او دشوارتر شد و سرانجام روز یکشنبه 10 آبان 1405 در بیمارستان عرفان نیایش تهران، بر اثر ایست قلبی درگذشت.
مراسم تشییع پیکر این پیشکسوت فوتبال ایران روز سهشنبه 12 آبان 1405 برگزار میشود. طبق برنامه اعلامشده، بدرقه او از ساعت 9:30 صبح در ورزشگاه شهید شیرودی (امجدیه) تهران آغاز خواهد شد و سپس پیکرش برای خاکسپاری به بهشت زهرا منتقل میشود.
تصاویر کامل مراسم خاکسپاری این هنرمند ماندگار، دقایقی دیگر در همین بخش منتشر میشود.