
در تقویم رسمی ایران، بیستوچهارم آبانماه به عنوان «روز کتاب، کتابخوانی و کتابداری» ثبت شده؛ مناسبتی ملی که هدفش یادآوری نقش تعیینکننده کتاب در رشد فکری و فرهنگی جامعه است.
هرچند این تاریخ با روز جهانی کتاب که یونسکو آن را در 23 آوریل معرفی کرده متفاوت است، اما هر دو بر یک حقیقت واحد تأکید دارند:
کتاب یکی از مهمترین ابزارهای پرورش ذهن انسان است.
از سال 1372 و پس از پیام رهبر انقلاب درباره ترویج فرهنگ مطالعه، این روز جایگاه ویژهتری پیدا کرد و اکنون هر سال در مدارس، دانشگاهها، کتابخانهها و مراکز فرهنگی با برنامههای گوناگون پاس داشته میشود.
کتاب در نگاه قدیمیها «دوست خاموش» نامیده میشد؛ رفیقی که سخنش بیصداست اما اثرش ماندگار.
هر کتاب پنجرهای تازه به دنیایی ناشناخته است؛ گاهی ما را به گذشته میبرد، گاهی میان تجربههای زندگی دیگران راه میاندازد و گاهی مسیر آیندهمان را روشنتر میکند.
ای کتاب،
تو که بیادعا کنارمان مینشینی،
در سکوتت هزار واژه پنهان است
و با هر بار گشودنت، نوری تازه بر اندیشه ما میتابد.
سالهاست که میگویند:
«هزینهای که برای خرید کتاب میپردازی، سرمایهگذاری برای روزهایی است که هنوز نرسیدهاند.»
مطالعه نهتنها ذهن را پُر و گفتار را زیبا میکند، بلکه نگاه انسان به جهان را عمیقتر میسازد.
بیمایگیِ انسان از سخن آشکار شود
پستهٔ بیدانگ چو لب وا کند رسوا شود
کتابی که خوانده نشود، دانشی است که به کار نیامده و دانشی که به کار نیاید، ارزشی نخواهد داشت. مطالعه، زمانی اثرگذار میشود که آنچه یاد گرفتهایم در رفتار، انتخابها و تصمیمهایمان دیده شود.
ماکسیم گورکی یادآوری میکند:
«کتاب بخوان، اما در کنار آن یاد بگیر خودت فکر کنی.»
آدری هپبورن نیز مطالعه را محبوبترین سرگرمی زندگیاش میدانست.
این جملهها نشان میدهد که علاقه به کتاب در تمام فرهنگها وجود دارد و خواندن، یک زبان مشترک میان مردم جهان است.
کتابدار مثل پلی است که انسان را به دنیای دانایی وصل میکند.
او چراغ خاموش کتابخانه را روشن نگه میدارد و کمک میکند هرکس کتاب دلخواهش را پیدا کند.
به نام خالق بی همتای جهان
جایی جملهای خواندم که با وجود طنزآمیز بودن، حقیقت بزرگی را یادآوری میکرد:
«اگر از آخرین باری که کتاب دست گرفتهاید بیشتر از 24 ساعت گذشته، دهانتان را کمتر باز کنید!»
کتاب ذهن را تمیز و مرتب نگه میدارد؛ همانطور که مسواک دهان را.
بهخصوص وقتی در دنیای شلوغ امروز زندگی میکنیم، همین چند دقیقه مطالعه روزانه میتواند ذهن را آرامتر و سخن را عمیقتر کند.
کتابها چراغهای کوچکی هستند که مسیر فهمیدن را روشن میکنند. هیچ کتابی بیفایده نیست؛ حتی سادهترین داستانها در دل خود پیامی دارند که ممکن است مسیر فکر ما را عوض کند.
اما تا زمانی که به دانستهها عمل نکنیم، مطالعه فقط مجموعهای از واژهها خواهد بود که در ذهنمان میچرخد و نتیجهای ندارد. دانشی که به رفتار تبدیل نشود، مثل زنبوری است که هرگز عسل نمیدهد.
به نام خدای دانایی
کتاب برای من مثل دریچهای است که هر بار بازش میکنم، دنیای تازهای به رویم گشوده میشود. بعضی کتابها پر از داستانهای شادند، بعضی درباره طبیعت و حیوانات حرف میزنند و بعضی رازهای شگفتانگیز جهان را نشان میدهند.
نویسندگانی که سالها تحقیق و تجربه خود را در کتاب نوشتهاند، انگار در کنار من نشستهاند و آرامآرام چیزهایی یادم میدهند که شاید اگر قرار بود خودم تجربهشان کنم، زمان زیادی لازم بود.
من همیشه از آسمان و فضا خوشم آمده و آرزو دارم روزی کتابی درباره شگفتیهای کهکشان بنویسم؛ کتابی که رازهای زیبای جهان را برای همه توضیح دهد.
کتاب دوستی بیصداست اما احساسهای بزرگی در دلش دارد. در صفحههایش شادی، غصه، دانایی و ماجراجویی پیدا میشود.
از وقتی کوچک بودم میگفتند کتاب «یار مهربان» است و حالا میفهمم چرا: کتاب هر وقت بخواهی همراهت میشود و هیچوقت تو را تنها نمیگذارد.
من هر روز حدود 20 دقیقه مطالعه میکنم و این زمان کم، بهترین بخش روزم شده است.
کتابهایم کمکم میکنند چیزهای جدید یاد بگیرم، دنیای تازهای تصور کنم و حتی وقتی خستهام، حال دلم بهتر شود.
کتاب همیشه آماده است تا پاسخ یک سؤال، ایدهای تازه یا داستانی شیرین به من هدیه بدهد.
آبان که میرسد، یک روز برای من حال و هوای خاصی دارد؛ 24 آبان، روز کتاب و کتابخوانی.
در این روز، دانشآموزها و معلمها تلاش میکنند اهمیت کتاب را بیشتر از همیشه یادآوری کنند.
در مدرسه ما کلاس را با عکس و پوسترهای رنگارنگ کتاب تزیین میکنیم. هرکس کتاب موردعلاقهاش را میآورد و درباره دلیل علاقهاش حرف میزند. بعضی سالها هم مسابقه کتابخوانی برگزار میشود و همه با هیجان شرکت میکنند.
برای من کتاب مثل یک معلم مهربان است؛ معلمی که نه خسته میشود، نه عصبانی و نه اشتباه میکند. هر بار که کتابی جدید شروع میکنم، انگار وارد سفری میشوم که پایانش را نمیدانم اما مطمئنم چیزی از آن یاد میگیرم.
در روز کتاب، همیشه سعی میکنم یک کتاب جدید بخرم؛ چون معتقدم آغاز هر کتاب، آغاز یک ماجرای تازه است.
این روز فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ یادآوری است برای اینکه دانایی با یک صفحه شروع میشود.
برچسبها: انشاء