
13 آبان، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روزی است که معنای دانش، آگاهی و شجاعت در کنار هم متولد شدند. در این روز، صدای نوجوانان ایرانی با فریاد حقطلبی، مفهوم واقعی دانایی را به جهان نشان دادند.
اما فراتر از تاریخ و حماسه، روز دانشآموز یادآور ارزشمندی علم، پشتکار و رؤیای نوجوانانی است که با قلم و کتاب، فردای این سرزمین را میسازند.
در ادامه از نازوب، مجموعهای از زیباترین پیامها، متنها و اساماسهای تبریک روز دانشآموز را میخوانید؛ جملههایی پر از احساس و شعرهایی ناب که میتوانید برای تبریک این روز خاص به دانشآموزان، فرزندان و دوستان خود ارسال کنید.
در دل کلاس، شوقِ فردا میجوشد
با هر نفس، عشقِ دانایی مینوشد
دانشآموز، خورشید فردای وطن
روزت مبارک، ای امید میهن
در باغ علم، گلِ دانایی شکفته است
با عطر عشق، دفتر احساس نوشته است
دانشآموز، تکیهگاه فردای زمین
با قلمت، جاودان کن نقش یقین
دانشآموز یعنی رؤیایی که در دلش خورشید میتابد،
یعنی فردایی که از دیروز روشنتر است.
روزتان مبارک!
دانش، تنها در کتابها نیست، بلکه در نگاه کنجکاو توست.
در آن لحظه که میپرسی، میاندیشی و میفهمی، انسان تازهای در تو زاده میشود.
روزت مبارک، جویندهی بیقرار حقیقت.
روز دانشآموز است و نسیمی از دانایی میوزد
صدای زنگ علم در کوچهها طنینانداز میشود
دفتری در دستان کوچک و رؤیایی بزرگ در دلها
دانشآموز، تو امید فردای ایران هستی
دانشآموز بودن یعنی آغاز راهی بیپایان به سوی روشنایی.
یعنی خسته شدن اما نایستادن.
یعنی آموختن حتی وقتی همهچیز سخت است.
روزت مبارک ای قهرمان کوچک!
13 آبان، روز لبخند، تلاش و امید
روز دانشآموز مبارک باد
جملات انگیزشی روز دانشآموز
اگر میخواهی جهان را تغییر دهی، از یاد گرفتن آغاز کن.
دفتر امروز تو، کتاب آیندهی کشور است.
دانش، قدرتی است که هرگز از تو جدا نخواهد شد.
روز تو آمد، ای شکوفهی دانایی
فصل لبخند است و بوی آشنایی
با قلم مینویسی رؤیای وطن
دست کوچک تو، امید همه من
هر ورق از دفترت، آیینهی نور
در نگاهت میدرخشد صبحِ حضور
تو صدای زنگ فردایی، عزیز
روشنیبخش دل مایی، عزیز
با کتاب و دفترت، آینده ساختی
با تلاش خود، چراغی افروختی
روز دانشآموز است، روز رهایی
لحظهی لبخند و شور آشنایی
تو همان باران دانایی و عشق
یادگار پاک آینده و بخشش
هر سؤال از لب تو آغاز علم
هر نگاهت، جرقهی آغاز فهم
دانشآموز، ای جوانهی امید
در دلت خورشید آگاهی دمید
دفترت در دست، دلت در پرواز
روز تو روشنتر از صبحِ آغاز
صبح شد، زنگ اولِ علم و ادب،
دیر رسیدم، باز گفت: «چرا خوابزدهای پسرِ عجب!»
دفترم پر ز سؤال، نمرهام اندک شده،
با دعا و تقلب، شاید این ترم رَد نشه!
معلم گفت: «علم، نورت میکند»،
من گفتم: «آقا، خوابم ببرد!»
زنگ تفریح آمد و شادی رسید،
دوست و خوراکی و خنده پدید!
سیزده آبان شد و جشنِ کلاس،
پرچم و شعر و لبخند و احساس.
دانشآموز یعنی شورِ فردا،
یعنی دفترِ خنده، یعنی رؤیا.
گاه درسی، گاه بازی، گاه خواب،
گاه نوشتن، گاه فکرِ کباب!
با کتابم رفیقم مثل همیشه،
جز امتحان که غمِ تازه میکِشه!
روز ما آمد و لبخند رسید،
معلم هم اندکی نرمتر دید!
سیزده آبان، روز شادی ماست،
روز فریاد علم و دلهاست.
ای رفیق دفتر و مداد و خواب،
روزت خوش باد، بیاسترس و عذاب!